[این یادداشت، دربارهی فیلمهای جشنواره میباشد! دینگدنگ!]
¤ چند سال پیش، لیلا اوتادی، چادر به سر در سریالی بازی میکرد. هر چه به دوستان گوشزد شد که داف خوبیست، کسی قبول نکرد. لابد ایراد از چادرش بود. چند سال بعد، این اتفاق در سریالی دیگر و دربارهی طناز طباطبایی افتاد. در آن سریال که لیلا اوتادی با چادری بر سر، جلو دوربین میرفت، نقش روبهرویش را مینا لاکانی بازی میکرد. میگویند در صحنهای مینا لاکانی دستش را روی شانهی لیلا اوتادی میگذارد و لیلا اوتادی دستش را پس میزند و کل عوامل صحنه و کارگردان و مینا لاکانی مبهوت میمانند و لاجرم کات داده میشود. من به هیچوجه حاضر نیستم الناز شاکردوست عزیز را به لیلا اوتادی بفروشم. داف حتا اگر خیلی داف باشد، گنده دماغ و عقدهای و سرد باشد، مفت نمیارزد. لیلا اوتادی امسال در فیلم پسر آدم، دختر حوا[رامبد جوان] بازی کرده است و دیدن آن فیلم، بهانهی نوشتن این مطلب شد.
¤ هانیه توسلی چند سال پیش برای فیلم شبهای روشن در جشن خانهی سینما جایزه گرفت. آن شب هانیه توسلی، مانتوی تنگ زیتونی پوشیده بود و راستش، مانتویش در آستانهی پاره شدن بود از حجم آن سینهها. حالا یا مشکل از سینهها بود یا از تنگی مانتو. حسن فتحی اهل هیچچیز نیست. تازه ورزشکار هم هست. جا دارد اینجا از او به خاطر حسن اخلاق تشکر بشود. بالاخره پیام فضلینژاد مثبتاندیش هم برای جامعه لازم است. راستی، آخر راست بود که در دههی شصت آقای هاشمپور، خانم بایگان، و اینها و این حرفها و اینها و … امیر جعفری یک زن دارد به نام ریما رامینفر. زنش را هم خیلی دوست دارد. مصطفا زمانی هم که تازه وارد قصر خالهزنکیها شده و فعلن خبری نیست. هانیه توسلی،جمشید هاشمپور، امیر جعفری و مصطفا زمانی امسال در فیلم کیفر[حسن فتحی] بازی کردهاند و دیدن آن فیلم، بهانهی نوشتن این مطلب شد.
¤ دربارهی نیلوفر لاریپور و رابطهی غیرافلاطونیاش با شادمهر عقیلی خیلی میگفتند. نیلوفر لاریپور در انجمن ترانهسرایان نماد آدم عقدهای و خودبرتربین بود که میخواست گنگ درست کند و نوچه پرورش بدهد. آخر هم نه در روزنامهنگاری و نه در ترانهسرایی چیزی نشد. شادمهر بدون ترانههای او، با ترانههای مونا برزویی خیلی موفقتر است. در آن انجمن، به جز نیلوفر لاریپور، افشین یداللهی هم بود که نماد آدم بیعقده بود که نمیخواست گنگ درست کند و نوچه پرورش بدهد. حالا نیلوفر لاریپور دستگیر شده و افشین یداللهی آزاد است. خدا را شکر، یکبار در دستگیریها درست عمل شد. البته اگر علت دستگیری نیلوفر، عقدهای بودنش باشد! افشین یداللهی، امسال ترانههای فیلم نخودی[نظام فاطمی] را نوشته است و دیدن آن فیلم و شنیدن ترانههایش، بهانهی نوشتن این مطلب شد.
¤ فیلم فصل بارانهای موسمی[مجید برزگر] هیچ بازیگر معروفی ندارد. و البته فیلم مزخرفیست. تقلبیست. افتضاح و دروغ است. دارم نقد مینویسم؟عق! ¤ این شمایل آقای بازیگر که متین و موقر است را جدی میگیرید؟ اشکال ندارد! زیادی جذب فن بازیگریاش شدید. ایشان تا چند سال پیش در مهمانیها، اهل بشکن و برقص و آروغ و باد شکم رها کردن، بودهاند. البته خیلی هم باحال است. یعنی از این شمایل زمخت و یبس خیلی بهتر و واقعیتر است. تازه ایشان یکبار هم گفته داریوش مهرجویی خارکسده است. حیف که گفتهاند لطفن مزاحم نشوید، وگرنه فیلمش موجود است! این را هم مینویسم به نقل از آقای بازیگر. یکبار شهره لرستانی پیش ایشان میآید و میگوید شما بزرگتر مائید. بزرگتری کنید. من عاشق محمدرضا فروتن شدهام. آقای بازیگر هم نمیگذارد و نمیبردارد میگوید از کون گندهات خجالت نمیکشی؟ عزتالله انتظامی و محمدرضا فروتن، امسال در فیلم چهل سالهگی[علیرضا رئیسیان] بازی کردهاند و دیدن آن فیلم، بهانهی نوشتن این مطلب شد. ¤ تمام شد اما یادت باشد به هیچ منتقدی اعتماد نکنی. این دیوانهها گفته بودند فصل بارانهای موسمی و بدرود بغداد شاهکار است. در مورد حاد جنون، گفته بودند که پسر آدم، دختر حوا کمدی رمانتیک خوبیست. گفته بودند کیفر، تریلر ایرانی بینظیریست و مصطفا زمانی شایستهی سیمرغ بلورین. هیچکدام واقعیت و حقیقت و غیره نداشت. دروغ بود. به منتقدها نمیشود اعتماد کرد. اولین کاری که یاد میگیرند، دروغ گفتن است و برجسته کردن نیست و پنهان کردن هست. به هیچ منتقدی اعتماد نکن. یادت باشد.